دوشنبه , ۲۵ شهریور , ۱۳۹۸

470_520425

 

در طول سالهای نخستین زندگی آدولف هیتلر، خانواده اش بارها به شهرهای مختلفی در اتریش نقل مکان کردند، فرزندشان یازده ساله بود که ساکن لینز[1] شدند و هیتلر نوجوان وارد مدرسه ریل چیو[2] شد.

علیرغم نمرات خوبی که در مدرسه ابتدایی داشت، به دلیل کسب نمرات پایین در این مدرسه مجبور به ثبت نام در دبیرستانی ایالتی در در حومه شهر لینز شد. بر حسب تصادف، هیتلر با نام آور دیگری از قرن بیستم در لینز هم مدرسه ای بود، فیلسوفی بی نظیر به نام لودویگ وینتناشتاین[3] که از او به عنوان یکی از خلاق ترین فلاسفه این قرن نام میبرند.

با وجود هم سن بودنشان، مقطع تحصیلی هیتلر پایین تر بود. بر طبق زندگینامه های موجود از وینتناشتاین، این دو نفر با هم ارتباط چندانی نداشتند؛ اما اظهارات جالب توجه کیمبرلی کورنیش[4] نویسنده کتاب «یهودی لینز»[5] یهودی ستیزی هیتلر به دوران مدرسه و رابطه اش با وینتناشتاین برمی گردد، نابغه ای با شجره نامه یهودی و خانواده ای که به مسیحیت گرویده بودند.

باوجود اینکه در هم مدرسه ای بودنشان شکی نیست، اما در مورد چگونگی برخوردشان با یکدیگر شواهد زیادی در دسترس نیست. در عکس هیتلر جوان به وضوح مشخص است، اما در مورد پسربچه ای که وینتناشتاین نامیده شده جای شک است.همانند هیتلر، وینتناشتاین در سنگرهای جنگ جهانی اول جنگید و دقیقا در همین سنگرها بود که یکی از شاهکارهای خود به نام «منطقی برای فلسفه» را خلق کرد؛ که در سال 1921 بامقدمه استاد محبوبش برتراند راسل منتشر شد.

وینتناشتاین بعدها به تدریس فلسفه در دانشگاه کمبریج پرداخت و شاگردانی چون آلن ترین[6] را تربیت کرد؛ ریاضی دانی که سال ها بعد مهره ای کلیدی در رمز گشایی کدهای حزب نازی شد.

o-facinora-e-o-filosofo

وینتناشتاین و هیتلر هر دو متولد 1889 بودند. نکته ای که منتقدان و طرفداران وینتناشتاین بر سر آن توافق داشتند؛ علاوه بر شخصیت عجیب و بحث برانگیزش، نبوغ فکریش بود. هیتلر در دوران تحصیل هیچ نشانه ای از نبوغ از خود نشان نداد و هراز گاهی ضعف ها و کم کاری هایش در سیستم سنتی مدرسه به رخش کشیده می شد.

آیا شخصیت این دو پسربچه دارای استعداد خدادادی در کلاس های مدرسه لینز، دهه ها قبل از جهانی شدنشان شکل گرفت؟ فرضیهء بحث برانگیزی وجود دارد که شاید هیتلر می توانست سرکشی خود را مهار کند، اگر در نزاع کلامی مغلوب ذکاوت وینتناشتاین نمی شد. اما این نکته ای نیست که به صراحت بتوان در موردش قضاوت کرد.

کارل می [7] نویسنده آلمانی مورد علاقه هیتلر بود، هرچند که آمریکا را ندیده بود، اما در یکی از رمان هایش قهرمان آمریکایی قابل ستایش و انتقام جویی می سازد که افرادی را که از دیدش نژاد پست تر بودند سلاخی می کرد و دنیای خود را با خشم و خونریزی ساخته بود.

هیتلر در نوجوانی بارها و بارها کتاب های این نویسنده را خوانده بود و به اطرافیانش گفته بود که اینچنین مفهوم جغرافیا در ذهنش ترسیم شده و چشمانش به دنیایی جدید باز شده.

اگرچه احتمال آشنایی هیتلر با نویسنده انگلیسی به نام ام.پی.شل[8] بسیار کم بوده، اما یکی از کتاب های او تحت عنوان «اس اس» در مورد گروهی سوپرمن که به قتل عام فیزیکی و روانی افراد دارای عیب یا نقص می پرداختند، به نوعی پیشگویی کابوسی به نام «ارتش نازی» بود.

آگوست کوبیکک[9] تنها دوست هیتلر، به دو اتفاق در شکل گیری شخصیت او اشاره میکند، برنده نشدن بلیط بخت آزمایی اش که منجر به متهم کردن دولت به تقلب شد و شیفتگی او به اُپرای ریچارد واخنر[10].

بعد گذشت سه دهه که این دو دوست یکدیگر را ملاقات کردند، هیتلر به او گفته بود: «همه چیز از همان زمان آغاز شد، موزیک واخنر روح تئوتونیک “خدای باستانی” را در ذهن او نامیرا کرده و همچنین ایده برتر بودن نژاد نوردیک.»[11]

هیتلر در اظهاراتش اشاره ای داشته به نسبت دادن موفقیتش به این اُپرا، که خالقش، واخنر، همانگونه که در آثار مکتوبش مشهود است علنا ضدیهودیت بود.

[1]Linz

[2] Realschule

[3] Ludwig Wittgenstein

[4] Kimberley Cornish

[5] The Jew of Linz(1998)

[6] Alan Turing

[7] Karl May (1848-1912)

[8] M. P. Shiel

[9] August Kubicek

[10] Richard Wagner’s Rienzi

[11] Nordic race(نژاد ژرمنی)

 

منبع : 3نشانه/مترجم پریسا ایرانی

این مطلب مفید بود ؟
بدمتوسطخوبخیلی خوبعالی
( تعداد رای دهنده 2, میانگین امتیاز: 3.00 از 5)
Loading...

ارسال این مطلب برای دوستانتان (دکمه رو لمس کنید)


ارسال دیدگاه شما

نام(لازم)