از نگاه روانشناسی، چرا بعضی کودکان از خودشان انتظار زیادی دارند؟

چرا بعضی کودکان از خودشان انتظار زیادی دارند؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که کودکتان بعد از گرفتن یک نمره خوب، به‌جای خوشحالی بگوید: «می‌توانستم بهتر بشوم!» یا وقتی در یک نقاشی، بازی یا فعالیت مدرسه اشتباهی مرتکب می‌شود، آن‌قدر ناراحت شود که بخواهد همه‌چیز را از ابتدا انجام دهد. بعضی کودکان استانداردهای بسیار بالایی برای خود تعیین می‌کنند و گاهی احساس می‌کنند باید همیشه بهترین باشند.

این رفتار می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از ویژگی‌های شخصیتی و تمایل کودک به پیشرفت گرفته تا برداشت او از انتظارات والدین، تجربه‌های مدرسه، مقایسه با دیگران و الگویی که از رفتار بزرگسالان اطراف خود می‌گیرد. پژوهش‌های روان‌شناختی نیز نشان داده‌اند که کمال‌گرایی در کودکان و نوجوانان پدیده‌ای چندبعدی است و باید میان تلاش سالم برای پیشرفت و نگرانی ناسالم درباره اشتباه و شکست تفاوت قائل شد. ما در این مطلب با اقتباس از بلاگ روانشناس کودک مامانی نو به بررسی دلایل و و راه های کنترل کمالگرایی کودکان پرداخته ایم.

از نگاه روانشناسی، چرا بعضی کودکان از خودشان انتظار زیادی دارند؟

دلیل انتظار زیادی کودکان از خودشان چیست؟

قبل از هر چیز باید میان «بلندپروازی سالم» و «کمال‌گرایی مشکل‌ساز» تفاوت گذاشت.

کودکی که دوست دارد تکالیفش را با دقت انجام دهد، برای یادگیری یک مهارت جدید تمرین کند یا برای رسیدن به هدفش تلاش بیشتری داشته باشد، الزاماً کمال‌گرا نیست. این ویژگی‌ها می‌توانند بخشی از تلاش طبیعی کودک برای رشد باشند.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که کودک به‌طور مداوم نگران اشتباه باشد، استانداردهایی غیرواقع‌بینانه برای خودش تعیین کند یا ارزشمندی خود را به موفقیت گره بزند. پژوهش‌های انجام‌شده روی کودکان نشان می‌دهد که هم «تلاش کمال‌گرایانه» و هم «نگرانی کمال‌گرایانه» قابل مشاهده‌اند و این دو لزوماً پیامدهای یکسانی ندارند. در چنین شرایطی، آگاهی والدین از اینکه روانشناس کودک کیست و چه زمانی می‌تواند به ارزیابی و حمایت از کودک کمک کند، اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا در صورت تداوم این نگرانی‌ها، بررسی وضعیت کودک توسط متخصص می‌تواند به شناسایی ریشه‌های رفتاری و انتخاب راهکار مناسب کمک کند.

۱. نقش انتظارات والدین در کمالگرایی کودکان

یکی از عواملی که در مطالعات مختلف بررسی شده، انتظارات والدین است. در یک مطالعه روی ۲۰۳ کودک ۸ تا ۱۲ ساله، انتظارات والدین با نوعی از کمال‌گرایی که بر تلاش برای رسیدن به استانداردهای شخصی تمرکز دارد، ارتباط داشت؛ در حالی که انتقاد والدین با نوعی از کمال‌گرایی همراه بود که با عواطف منفی بیشتری ارتباط داشت.

والدینی که سطح غیرواقع‌بینانه‌ای از کمال‌گرایی را ابراز یا انتظار دارند ممکن است به ایجاد الگوهای پرتوقعی در فرزند خود دامن بزنند.

برای مثال، میان این دو پیام تفاوت زیادی وجود دارد:

«می‌دانم توانایی‌اش را داری؛ تلاش کن و اگر جایی مشکل داشتی از من کمک بگیر.»

و:

«تو باید همیشه بهترین نمره را بگیری؛ من از تو کمتر از این انتظار ندارم.»

در جمله اول، تمرکز روی تلاش و حمایت است؛ اما جمله دوم ممکن است برای برخی کودکان این برداشت را ایجاد کند که اشتباه کردن قابل قبول نیست.

۲. الگو گرفتن از والدین

کودکان فقط از دستورها و توصیه‌های والدین یاد نمی‌گیرند؛ آن‌ها رفتار بزرگسالان را نیز مشاهده می‌کنند.

اگر کودک ببیند والدش برای یک اشتباه کوچک دائماً خودش را سرزنش می‌کند، از نتیجه کارش ناراضی است یا همیشه درباره کامل بودن عملکرد خود صحبت می‌کند، ممکن است چنین شیوه‌ای را به‌عنوان الگویی برای ارزیابی خود یاد بگیرد.

یک فراتحلیل شامل ۴۶ مطالعه و بیش از ۱۳ هزار شرکت‌کننده نیز نشان داد که میان برخی ابعاد کمال‌گرایی والدین و کمال‌گرایی در کودکان ارتباط وجود دارد و یافته‌ها از نقش هم انتظارات والدین و هم الگوبرداری کودک از والدین حمایت می‌کنند.

بنابراین اگر والدین می‌خواهند کودک رابطه سالم‌تری با موفقیت و شکست داشته باشد، بهتر است این نگرش را در رفتار خود نیز نشان دهند؛ مثلاً اگر اشتباهی مرتکب شدند، به‌جای سرزنش خود بگویند: «اشتباه کردم؛ حالا ببینم چطور می‌توانم درستش کنم.»

نقش الگو گرفتن از والدین در کمالگرایی کودکان

۳. ترس از اشتباه

یکی از نشانه‌های مهم کمال‌گرایی مشکل‌ساز، نگرانی بیش از اندازه درباره اشتباه است.

ممکن است کودک به دلیل ترس از خراب کردن یک کار، اصلاً حاضر نشود آن را شروع کند. برای مثال، از شرکت در مسابقه خودداری کند چون احتمال می‌دهد اول نشود یا تکالیفش را بارها پاک کند چون تصور می‌کند باید بدون هیچ نقصی باشد.

در این شرایط بهتر است والدین به کودک کمک کنند میان «اشتباه کردن» و «بد بودن» تفاوت بگذارد.

اشتباه به این معنا نیست که کودک توانایی ندارد. اشتباه بخشی از فرایند یادگیری است و کودک باید تجربه کند که می‌تواند پس از یک اشتباه دوباره تلاش کند.

۴. مقایسه

مقایسه اجتماعی نیز می‌تواند فشار بیشتری به کودک وارد کند. جمله‌هایی مانند «ببین دوستت چقدر بهتر عمل کرده» ممکن است کودک را به این سمت سوق دهد که ارزش خود را با عملکرد دیگران بسنجد.

در چنین شرایطی بهتر است مقایسه اصلی کودک با خود قبلی‌اش باشد.

به جای اینکه بگوییم:

«چرا تو مثل دوستت نمره کامل نگرفتی؟»

می‌توان گفت:

«نسبت به دفعه قبل کدام قسمت را بهتر انجام دادی؟»

این تغییر کوچک، توجه کودک را از رقابت دائمی با دیگران به سمت یادگیری و پیشرفت شخصی هدایت می‌کند.

۵. فشار مدرسه و محیط آموزشی

مدرسه می‌تواند محیطی برای رشد، یادگیری و تجربه موفقیت باشد؛ اما نمره، امتحان، رقابت و نگرانی درباره قضاوت دیگران نیز ممکن است برای برخی کودکان فشار ایجاد کند.

در مطالعه‌ای روی نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله، ادراک نوجوانان از انتظارات بالای والدین با افزایش بعدیِ کمال‌گرایی اجتماعیِ تحمیلی ارتباط داشت. این نوع کمال‌گرایی به این احساس مربوط می‌شود که فرد تصور می‌کند دیگران از او انتظار دارند کامل باشد.

به همین دلیل بهتر است والدین درباره نتیجه تحصیلی سؤال کنند، اما گفت‌وگو را فقط به نمره محدود نکنند. پرسش‌هایی مانند «کدام قسمت درس برایت جالب بود؟»، «کجا سخت بود؟» و «برای دفعه بعد چه کمکی لازم داری؟» می‌توانند گفت‌وگو را از نتیجه صرف به سمت فرایند یادگیری ببرند.

 نقش فشار مدرسه و محیط آموزشی در کمالگرایی کودکان

چه جملاتی به کودکانی که از خودشان انتظار زیاد دارند بگوییم؟

نحوه صحبت والدین می‌تواند به کودک کمک کند تصویر متعادل‌تری از موفقیت و شکست داشته باشد.

جملات زیر می‌توانند مفید باشند:

  • «لازم نیست همه‌چیز را از همان بار اول درست انجام بدهی.»
  • «اشتباه کردن یعنی هنوز داری یاد می‌گیری.»
  • «من تلاش تو را دیدم.»
  • «اگر این روش جواب نداد، می‌توانیم روش دیگری را امتحان کنیم.»
  • «لازم نیست خودت را با دیگران مقایسه کنی.»
  • «من تو را فقط به خاطر نمره یا موفقیتت دوست ندارم.»
  • «دوست داری خودت راه‌حل را پیدا کنی یا کمی کمکت کنم؟»

البته این جملات زمانی اثر بیشتری دارند که با رفتار واقعی والدین هماهنگ باشند. اگر والد مرتب از کودک انتظار نتیجه بی‌نقص داشته باشد، چند جمله مثبت به‌تنهایی نمی‌تواند فشار ایجادشده را برطرف کند.

چگونه باید کودکان کمالگرا را تشویق کرد؟

تشویق کودک بهتر است مشخص و واقع‌بینانه باشد. به جای تعریف کلی مانند «تو باهوش‌ترین بچه دنیایی»، می‌توان درباره رفتار مشخص او صحبت کرد:

«دیدم وقتی مسئله سخت شد، چند روش مختلف را امتحان کردی.»

این نوع بازخورد توجه کودک را به فرایند، پشتکار و راهبردهای حل مسئله معطوف می‌کند.

همچنین لازم نیست هر موفقیتی با پاداش مادی همراه باشد. توجه، گفت‌وگو، همراهی و نشان دادن علاقه واقعی به فعالیت کودک می‌تواند پیام مهمی داشته باشد: «تلاش تو برای من ارزشمند است.»

اشتباهات رایج در برخود با کودکان کمال گرا

یکی از اشتباهات رایج، پیوند دادن محبت یا تأیید والدین به عملکرد کودک است. کودک نباید احساس کند تنها زمانی مورد پذیرش قرار می‌گیرد که نمره عالی بگیرد، در مسابقه برنده شود یا همه کارها را بی‌نقص انجام دهد.

پژوهش‌های فراتحلیلی نیز ارتباط میان رفتارهای والدین، از جمله انتظارات و انتقاد، و ابعاد مختلف کمال‌گرایی را بررسی کرده‌اند؛ بنابراین بهتر است والدین میان داشتن استانداردهای منطقی و ایجاد فشار برای بی‌نقص بودن تفاوت بگذارند.

در عین حال، نباید هر کودک پرتلاش یا دقیق را کمال‌گرا دانست. تشخیص اینکه یک الگوی رفتاری واقعاً مشکل‌ساز شده یا نه، به بررسی دقیق سن، شدت رفتار، مدت آن و تأثیرش بر زندگی کودک نیاز دارد.

چه زمانی برای انتظارات زیاد کودکان از خودشان از متخصص کمک بگیریم؟

چه زمانی برای انتظارات زیاد کودکان از خودشان از متخصص کمک بگیریم؟

اگر حساسیت کودک نسبت به اشتباه یا عملکرد باعث شود از فعالیت‌های مختلف اجتناب کند، دائماً خودش را سرزنش کند یا اضطراب قابل‌توجهی داشته باشد، بهتر است والدین موضوع را جدی‌تر بررسی کنند.

همچنین اگر این رفتارها روی خواب، مدرسه، روابط اجتماعی، بازی یا آرامش روزمره کودک تأثیر گذاشته‌اند، مشورت با روان‌شناس کودک می‌تواند به روشن شدن علت و انتخاب روش مناسب کمک کند.

منابع تخصصی نیز تأکید می‌کنند که کمال‌گرایی در کودکان موضوعی چندبعدی است و برای ارزیابی و مداخله مؤثر، شناخت دقیق تفاوت میان تلاش کمال‌گرایانه و نگرانی کمال‌گرایانه اهمیت دارد.

در پاسخ به این سؤال که «از نگاه روانشناسی، چرا بعضی کودکان از خودشان انتظار زیادی دارند؟» نمی‌توان تنها یک علت را مطرح کرد. ویژگی‌های فردی کودک، انتظارات والدین، سبک تعامل خانواده، الگوگیری از بزرگسالان، تجربه‌های تحصیلی و اجتماعی و برداشت کودک از موفقیت و شکست می‌توانند در شکل‌گیری این رفتار نقش داشته باشند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که انتظارات و رفتار والدین با برخی ابعاد کمال‌گرایی کودکان ارتباط دارند، اما این ارتباط به معنای وجود یک رابطه علت و معلولی ساده برای همه کودکان نیست.

هدف والدین نیز نباید این باشد که کودک را از تلاش برای موفقیت دور کنند. هدف مهم‌تر، کمک به کودک برای ایجاد یک رابطه سالم با تلاش، موفقیت و شکست است؛ به‌گونه‌ای که بتواند بلندپرواز باشد، اما از اشتباه نترسد؛ تلاش کند، اما ارزش خودش را فقط با نتیجه نسنجد؛ و در صورت شکست، بتواند دوباره شروع کند.

این مطلب مفید بود؟
💬

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید.

دیدگاهتان را بنویسید